الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
303
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
چنين نمىكنيم ، بلكه جانهاى خود و خاندان و اموال خود را فداى تو مىكنيم و همراه تو جنگ مىكنيم و اميدواريم به همان جا درآييم كه تو در خواهى آمد و خداوند زندگى پس از ترا زشت دارد . ( 1 ) آنگاه مسلم بن عوسجه برخاست و گفت : به خدا سوگند اگر بدانم كه كشته مىشوم و سپس زنده مىشوم و سپس مرا مىسوزانند و باز زنده مىشوم و اين كار هفتاد مرتبه تكرار مىشود ، دست از تو برنمىدارم تا در دفاع از تو جان بازى كنم و چرا اين كار را نكنم كه فقط يك بار كشته شدن است و پس از آن كرامتى جاودانه خواهد بود كه هيچ گاه سپرى نمىشود . ( 2 ) آنگاه زهير بن قين برخاست و گفت : به خدا سوگند دوست مىدارم كشته شوم و زنده شوم و باز كشته شوم و اين كار هزار بار صورت گيرد ، تا بتوانم با جان خود از جان تو و جان اين جوانان خاندانت دفاع كنم . ( 3 ) همهء ياران امام حسين ( ع ) هر يك همين گونه سخن گفتند و آن حضرت براى ايشان دعاى خير و پاداش نيكو مسألت فرمود و به خيمهء خويش بازگشت . ( 4 ) على بن حسين ( ع ) همچنين مىفرمايد : شامگاهى كه پدرم فرداى آن شهيد شد ، نشسته بودم و عمهام زينب براى پرستارى از من پيش من بود . پدرم به خيمهء خويش رفت و فلان آزاد كردهء ابو ذر « 1 » هم حضور پدرم بود و شمشير خود را اصلاح مىكرد و پدرم اين ابيات را مىخواند : « اف بر تو باد اى روزگار كه چه دوست بدى هستى . چه بسيار در صبحگاهان و شامگاهان ياران و دنياجويان را كشتهاى و روزگار عوض نمىپذيرد . كار به دست خداى جليل است و هر زندهاى سرانجام راه مرا خواهد پيمود . » اين ابيات را پدرم دو يا سه بار تكرار كرد و دانستم و فهميدم كه چه اراده فرموده است . عقده گلويم را فشرد و از تركيدن عقدهء خود جلوگيرى و سكوت كردم و دانستم كه بلا نازل شده است . « 2 »
--> ( 1 ) . نام اين آزاد كردهء ابو ذر ( رضي الله عنه ) در ارشاد مفيد ، به صورت جوين ضبط شده است . در ترجمهء طبرى پاينده به صورت ( حوى ) - كه ظاهرا غلط چاپى است - آمده است . بلعمى از او نام نبرده است . م . ( 2 ) . در اينجا گفتگوى زينب ( س ) و امام حسين ( ع ) را حذف كرده است و براى اطلاع ، به ارشاد ، ص 215 ، و ترجمهء نهاية الارب ، ص 174 ، ج 7 مراجعه شود . م .